الشيخ محمد تقي بهجت

180

جامع المسائل ( فارسي )

صورت اكراه يا شبهه . و بنا بر مراعى بودن و كاشفيّت اداء از انعتاق به عتق اول ، حكم تقدير اوّل را دارد ، و الله العالم . فرار يا إعسار معتِق اگر معتِق فرار كرد يا معسر شد ( در زمان سعى ) و مرجوّ الزوال و مرجوّ العود بود 7 صبر مىنمايد تا عود نمايد معتق در صورتى كه شريك ، متضرر نباشد به نحوى كه تحمل آن ننمايد ، و حكم به رقيّت باقى است تا زمان عود هارب و يسار و اداء قيمت حصهء شريك به او بنا بر دخالت اداء در انعتاق ، و گر نه انعتاق به نفس عتق اول ، حاصل و قيمت ، دين است بر هارب تا وقت رجوع و وصول ؛ و در ارتفاع حجر و منع از نقل در تقدير دخالت اداء به واسطهء فرار و عجز ، تأمّل است و در لوازم آن بر تقدير ارتفاع و تحقّق نقل از ملك . و در صورتى كه مرجوّ العود و الزوال نباشد و قائل به دخالت اداء باشيم چنانچه اظهر است در آن جايى كه اگر بود ، استخدام به حصهء شريك مىشد پس فوت از شريك شده است ، مگر آن كه من باب الاتّفاق عود و اداء و عتق بقيه حاصل بشود . درخواست فكّ رقّيّت اگر مملوك خواست از شريك ، فكّ رقيّت خود را با بيع و نحو آن ، واجب نيست بر شريك ، قبول اين خصوصيّت در طريق عتق ، و لكن تأخير عتق براى طلب قيمت از معتِق در صورت عدم حرجيّت قبول ، جائز نيست . طريان إعسار يا ايسار اگر در حال عتق ، معسر بود و بعد از سعى مملوك و قبل از تأديه موسر شد ، اظهر جواز رجوع مملوك به معتق است ، به خلاف صورت تأديهء بعض در خصوص آن چه مؤدى به شريك است اگر قائل شديم به حصول عتق مقابل تأديه . و اگر معسر بود و قبل از تمام سعى موسر شد ، پس بالنسبه به بعض مقدّم بر سعى ، تقويم بر معتق مىشود ، و رجوع بالنسبه به سابق با تأديه و انعتاق مقابل نيست ، به خلاف تقدير عدم تأديه حاصل از سعى در بعض قيمت .